خرید بک لینک

دلم خیلی برات تنگ شده ... حواست هست....

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 17:22

امشبم يكي از همون يلداهايي كه جات خاليه ....

يادش بخير . يلدايي كه كل فاميل رو شام مهمون كردي ، تازه يه ماه بعد فارغ التحصيلي دوره ارشد....

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:33

یادته که امشب تولدمه ؟ یا نه ؟....

باز امشب مث دیونه ها دارم خاطرات اون روزا و شبا رو مرور میکنم .....

بی خی ال میزنم به در سکووووت ...

خوشبخت باشی

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:33

توی گپ دوستام ، امشب خبری از شوخی ها و خنده های هرشب شون نیس ." م" جان نگرانه که عشق جانش فردا با خانواده اش عازم سفر تابستونی به شمالن ... یکی دیگه از دوست جونا دلداریش میده و برای تسلی دلش برای به سلامت برگشتنش دعا میکنه و استیکر آرام بخش میفرسته ... و دل من پر میکشه به سالها دور از این دقایق و ثانیه هااا . ... اون شمالی که گفتی دارم به یه گروه دختر و پسر غریبه میرم و حتی یکی از دخترای پولدارشون بهم پیشنهاد داده ... بعد متوجه شدم با خانواده رفتین شمال و عوض شدن روحیه .... و یه تجربه دیگه .اون شب این بود که تنظیمات گوشی رو اشتباهی اوکی کردم و سیم کارت سوخت .... و تا درست شد .پدرم در اومد ..... یکی بی خبری از شما بود و یکی استرس از دست دادن سیمکارت و شماره نازنینم .... پ ن ) .چقدر دلتنگم این روزااا... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:25

شب هزار وچهارم

امروزم یه جتجال کاری پیش اومد ... کاش واقعا بودی .... چقدر غروب امروز پشتم خالی بود...

شدم یه آتشفشان آماده فوران که داره توی خودش فرو میره . که آسیب یه اطرافش نرسه

خیلی بهت نیاز دارم .... ..یادت میاد میگفتی هیچوقت تنهات نمیذارم ... هههه حالا جرا تنهام گذاشتی....

برچسب: نیستی, نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:25

شب هزار وچهارم امروزم یه جتجال کاری پیش اومد ... کاش واقعا بودی .... چقدر غروب امروز پشتم خالی بود... شدم یه آتشفشان آماده فوران که داره توی خودش فرو میره . که آسیب یه اطرافش نرسه خیلی بهت نیاز دارم .... ..یادت میاد میگفتی هیچوقت تنهات نمیذارم ... هههه حالا جرا تنهام گذاشتی....

برچسب: نیستی, نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 7:42

شب هزار و دوم ...

امشبم یکی از همون هزاران شبیه که از نبودنت ، به هزار دلیل میگذره .

جات خیلی خالیه . و من دلتنگتر از همیشه ... بیدار و مبهوت جای خالی ...

برچسب: نیمه, نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:50

شب نوشت هزار و سوم

تو بر نمیگردی

و این غمگین ترین شعر جهان است

که ترجمه نمی شود

یعنی تو را به هیچ زبانی نمی توان برگرداند ....

" مینا آقا زاده "

پ ن . الهی و ربی من لی غیرک... فاغث یا غیاث المستغیثین

برچسب: مهتاب, نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:50

دلم خیلی برات تنگ شده ....

جات خیلی خالیه ، با هیچی و هیچ کس پر نمیشه ...

دلم برات تنگه ...

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

توی گپ دوستام ، امشب خبری از شوخی ها و خنده های هرشب شون نیس ." م" جان نگرانه که عشق جانش فردا با خانواده اش عازم سفر تابستونی به شمالن ... یکی دیگه از دوست جونا دلداریش میده وبرای تسلی دلش برای به سلامت برگشتنش دعا میکنه و استیکر آرام بخش میفرسته ... و دل من پر میکشه به سالها دور از این دقایق و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:15

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:15

روزانه 28 1392/06/25 با امروز 83 روزه كه به اينجا سر نزدين كه اين پست هاي موقت رو تاييد كنين ، البته به شما حق ميدم كه اين ورا آفتابي نشين ... اگه اينجا مال خود خودتون بود ، حتما تا الان حذفش كرده بودين كه هيچ ردي از ديروز ها در زندگي امروز تون نباشه و حتي سايه اش رو ي سر آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:15

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:15

می بینم صورتمو تو آینه با لبی خسته میپرستم از خودم این غریبه کیه ؟ از من چی میخواد؟ اون به من یا من به اون خیره شدم؟ باورم نمیشه هر چی میبینم چشامو یه لحظه رو هم میذارم به خودم میگم که این صورتکه میتونم از صورتم ورش دارم میکشم دستمو روی صورتم هرچی باید بدونم دستم میگه منو توی آینه نشون میده میگه اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رادمنش تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:15

صفحه بندی